احسن القول

مذهبی و اجتماعی

احسن القول

مذهبی و اجتماعی

نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۲۸ دی ۹۵، ۱۲:۵۷ - مرتضی عارف
    فتامل!!
۲۲ تیر ۹۵ ، ۲۰:۲۳

کودک و پیامبر

 دیر کرده بود...

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺩﯾﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ.

ﻧﮕﺮﺍﻧﺶ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ.

ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﮐﻮﻟﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻧﻘﺶ ﺷﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﯼ می کند

ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﻌﯿﺪ ﺍﺳﺖ ؟؟ ﻧﻤﺎﺯ ﺩﯾﺮ شد. ﺭﻭ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺷﺘﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﮔﺮﺩﻭ ﻋﻮﺽ می کنی.

ﺑﭽﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮔﻔﺖ...

ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﻭﯾﺪ ﮔﺮﺩﻭ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﺨﺮﯾﺪ

ﮐﻮﺩﮎ می خندید، ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻫﻢ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۲
محمد مصباح

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی